ترجمه "paternal" به فارسی

عمه, پدرانه, پدری بهترین ترجمه های "paternal" به فارسی هستند.

paternal adjective دستور زبان

Of or pertaining to one's father, his genes, his relatives, or his side of a family; as, "paternal grandfather" (one's father's father). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمه

    noun
  • پدرانه

    adjective

    And he suddenly smiled, in an unexpected and tenderly paternal way.

    و با این سخن تبسم کرد و لبخندش برخلاف انتظار محبتآمیز و پدرانه بود.

  • پدری

    play fellow youth; even as thine, sir, are the wife and child of thy loving, longing, paternal old age!

    همچنانکه زن و فرزند تو زن و فرزند سنین پیری و پدری و محبت و اشتیاق هستند.

  • ترجمه های کمتر

    • از طرف پدر
    • وابسته به پدر
    • پدر وار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paternal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Paternal
+ اضافه کردن

"Paternal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Paternal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "paternal" با ترجمه به فارسی

  • عمه
  • پیوند پدرانه
  • اثرات پدري · والدين نر · ويژگي پدري · پدرانگی · پدرها
  • عم · عمو
  • (با مردم) مثل کودک رفتار کردن · (نظام مدیریت یا حکومت) نظام آقا بالاسری · قیم مآبی · پدر سالاری · پدر سروری · پدر مداری · پدرمآبی
  • آزمونهاي پدرانگي
  • ازسوی پدر · پدرانه
  • ابداع · اثرات پدري · اصل · تالیف و تصنیف · تبار · رفتار پدرانه · سرچشمه · مقام پدری · منشا · نسب پدری · والدين نر · ويژگي پدري · پدر بودن · پدرانگی · پدرها · پدری · یردپ تافص
اضافه کردن

ترجمه های "paternal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه