ترجمه "path" به فارسی
مسیر, راه, جاده بهترین ترجمه های "path" به فارسی هستند.
path
verb
noun
دستور زبان
a trail for the use of, or worn by, pedestrians. [..]
-
مسیر
noungeneral form of the name of a file or directory; resources can be represented by either absolute or relative paths [..]
You're on the path of success.
شما در مسیر موفقیت هستید.
-
راه
nounShow us the straight path.
ما را به راه راست هدايت كن.
-
جاده
nounTheir paths now went into thickets where the dusk had already gathered.
جاده دوباره وارد بیشههای میشد که تاریکی از هم اکنون در آنجا رو به افزایش گذاشته بود.
-
ترجمه های کمتر
- صراط
- خط سیر
- گذر
- روش
- راهچه
- پاراه
- گشتگاه
- طریقت
- بیمارگونه
- (در باغ ها و پارک ها و غیره) راه
- (مجازی) طریق
- آسیب شناختی
- آسیب شناسی
- باریک راه
- جاده ی مالرو
- جریان معمولی
- کوره راه
- گذر راه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " path " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "path"
عباراتی شبیه به "path" با ترجمه به فارسی
-
فعالیت های مسیرهای بحرانی
-
آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · فرآيندهاي تصادفي · نظريه بازي · نظريه بيزي · پراكنش آماري · چندهمخطي
-
تحلیل مسیر بحرانی
-
مسیر خرید
-
فرمول انتگرال مسیر
-
مسافت آزاد میانگین
-
مسیر شغلی
-
مسیر بحرانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن