ترجمه "patrol" به فارسی
پاسداری, گشت, گشتی بهترین ترجمه های "patrol" به فارسی هستند.
(military) A going of the rounds along the chain of sentinels and between the posts, by a guard, usually consisting of three or four men, to insure greater security from attacks on the outposts. [..]
-
پاسداری
nounWe had heard that the Turks patrolled their neighbourhood actively at night.
ما شنیده بودیم که ترکها در شب در نواحی اطراف قرارگاه پاسداری میکنند.
-
گشت
Male polar bears are on winter patrol, but there is little to eat.
خرس هاي قطبي نر در گشت زني زمستاني خود هستند ، اما غذاي زيادي براي خوردن وجود ندارد.
-
گشتی
A Cossack patrol would have sufficed to observe the enemy.
برای مراقبت دشمن یک دسته گشتی قزاق کافی بود.
-
ترجمه های کمتر
- پاسدار
- (ارتش) گروه اکتشافی
- (پیشاهنگی) جوخه
- مامور گشت
- ناوگان (یا هواپیماهای) شناسایی و پاسداری
- پاسداری کردن
- گروه شناسایی
- گروه گشت
- گشت (انتظامی)
- گشت زدن
- گشت زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " patrol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Patrol" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Patrol در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "patrol"
عباراتی شبیه به "patrol" با ترجمه به فارسی
-
(پلیس) اتومبیل گشتی
-
پلیس بزرگراه · پلیس راه
-
(پلیس) استیشن ویژه ی حمل زندانیان · اتومبیل پلیس · وانت شهربانی
-
گشتزنی هوایی
-
قایق گشتی
-
پاسداران ساحلی · پلیس ساحلی
-
قایق گشتی