ترجمه "pausing" به فارسی

pausing noun verb دستور زبان

Present participle of pause . [..]

ترجمه خودکار " pausing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"pausing" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای pausing در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "pausing" با ترجمه به فارسی

  • سکون حقوق و دستمزد
  • (با: on یا upon) توقف کردن · (در جایی) باقی ماندن · (معانی بیان) رجوع شود به caesura · (موسیقی) طولانی کردن نت یا مکث (بنا به سلیقه ی رهبر سمفونی) · بازایستادن · بی میل بودن · تامل کردن · تردید کردن · توقف · درنگ · درنگ کردن · درنگیدن، مکث کردن،ثابت ماندن · غیر دائم · قطع کردن · مردد بودن · مول · مولش · مولیدن · مکث · مکث کردن · نوبت داشتن · نوبت شدن · وقفه
  • (با: on یا upon) توقف کردن · (در جایی) باقی ماندن · (معانی بیان) رجوع شود به caesura · (موسیقی) طولانی کردن نت یا مکث (بنا به سلیقه ی رهبر سمفونی) · بازایستادن · بی میل بودن · تامل کردن · تردید کردن · توقف · درنگ · درنگ کردن · درنگیدن، مکث کردن،ثابت ماندن · غیر دائم · قطع کردن · مردد بودن · مول · مولش · مولیدن · مکث · مکث کردن · نوبت داشتن · نوبت شدن · وقفه
  • (با: on یا upon) توقف کردن · (در جایی) باقی ماندن · (معانی بیان) رجوع شود به caesura · (موسیقی) طولانی کردن نت یا مکث (بنا به سلیقه ی رهبر سمفونی) · بازایستادن · بی میل بودن · تامل کردن · تردید کردن · توقف · درنگ · درنگ کردن · درنگیدن، مکث کردن،ثابت ماندن · غیر دائم · قطع کردن · مردد بودن · مول · مولش · مولیدن · مکث · مکث کردن · نوبت داشتن · نوبت شدن · وقفه
اضافه کردن

ترجمه های "pausing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه