ترجمه "pavilion" به فارسی

پاویون, غرفه, پاویلیون بهترین ترجمه های "pavilion" به فارسی هستند.

pavilion verb noun دستور زبان

an ornate tent [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاویون

    ornate tent [..]

    This could be used for 250 additional pavilions for the future.

    که از آن میتوان در آینده برای ۲۵۰ پاویون اضافی استفاده کرد.

  • غرفه

    He went towards the pavilions at the most favorable moment for escaping attention.

    و برای آن که جلب توجه نکند، در مساعدترین لحظه به سمت غرفه ها رفت.

  • پاویلیون

    We called it Digital Water Pavilion.

    ما بهش "پاویلیون آب دیجیتال" میگوییم.

  • ترجمه های کمتر

    • آلاچیق
    • بارانگیر
    • سرایه
    • سایبان
    • (به ویژه در پارک ها و نمایشگاه های بین المللی و غیره) عمارت کلاه فرنگی
    • بنای مجلل و خوش نما (معمولا با ایوان و ستون بندی و غیره)
    • خیمه بزرگ
    • خیمه ی بزرگ (معمولا با تاق گنبد مانند)
    • عمارت کلاه فرنگی
    • غرفه نمایشگاه
    • چادر بزرگ
    • چادر صحرایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pavilion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pavilion
+ اضافه کردن

"Pavilion" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pavilion در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pavilion"

اضافه کردن

ترجمه های "pavilion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه