ترجمه "peasant" به فارسی
دهقان, روستایی, دهاتی بهترین ترجمه های "peasant" به فارسی هستند.
A member of the lowly social class which toils on the land, constituted by small farmers and tenants, sharecroppers, farmhands and other laborers on the land where they form the main labor force in agriculture and horticulture. [..]
-
دهقان
nounmember of the agriculture low class
Yes, Pavel, the peasant will lay the land bare for himself when he rises to his feet.
بله، پاول حق داری دهقان ما روزی که شورش کنه زمین را عریان خواهد ساخت.
-
روستایی
nounHe stopped halfway at a well to do peasant's to feed his horses.
در نیمهی را هدر خانهی روستایی مرفهی توقف کرد تا به اسبان خود علیق دهد.
-
دهاتی
The gentleman does nothing, while the peasant works and supplants the idle man.
فرد متشخص کار نمیکند، اما دهاتی کار میکند و آن بیکاره را میدوشد.
-
ترجمه های کمتر
- رعيت
- دهقانی
- رعیت
- زارع
- احمق
- خردهدهقانپیشه
- نابخرد
- جاهل
- (با تداعی کمی منفی)
- بی ادب
- خرده کشاورز
- فعله ی مزرعه
- کارگر روستا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " peasant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Peasant" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Peasant در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "peasant" با ترجمه به فارسی
-
کارگران خردهکشاورز
-
رعایا
-
حزب کارگران و دهقانان نپال