ترجمه "peasantry" به فارسی

رعایا, خردهکشاورزان, زارعین بهترین ترجمه های "peasantry" به فارسی هستند.

peasantry noun دستور زبان

(historical) Impoverished rural farm workers, either as serfs, small freeholders or hired hands. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رعایا

    noun

    The heaven is the sovereignty; the earth is the peasantry, men who are ruled by superiors.’

    آسمان به معنای حاکمیت است و زمین بر رعایا دلالت دارد یعنی انسانهایی که تحت حکمرانی میباشند.›

  • خردهکشاورزان

  • زارعین

  • ترجمه های کمتر

    • خرده کشاورزان
    • وضع یا مقام خرده کشاورزان
    • کارگران مزرعه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " peasantry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "peasantry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه