ترجمه "peg" به فارسی

میخ, پرتاب, پیچ بهترین ترجمه های "peg" به فارسی هستند.

peg verb noun دستور زبان

To affix or pin. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • میخ

    noun

    How wise, then, not to cling to the discredited “peg” of Christendom!

    پس چقدر خردمندانه است که به «میخ» بدنام جهان مسیحیت اتکا نکنیم!

  • پرتاب

  • پیچ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • درجه
    • کوشیدن
    • دستاویز
    • بهانه
    • میزان
    • (انگلیس) گیره ی لباس (امریکا: clothespin)
    • (بشکه) سوراخ گیر
    • (به طور مداوم و سخت) کار کردن
    • (در مورد قیمت و غیره) حد نصاب
    • (سازهای زهی) پیچ کوک
    • (عامیانه) مردن
    • افراز کردن 1
    • با میخ چوبی محکم کردن
    • با گیره (در جای خود) مستقر کردن
    • تثبیت کردن
    • تقلا کردن
    • توپی 6
    • ثابت نگهداشتن
    • جدیت کردن 4
    • حد بندی کردن
    • حد معین
    • در جا نگهداشتن
    • رخت آویز (چوبی)
    • قلاب چوبی
    • محدود کردن
    • مرز بندی کردن (با کوبیدن دیرک های چوبی به زمین)
    • مشروب (به ویژه الکلی) 3
    • مشروط کردن (به) 0
    • مورد ادعا قرار دادن
    • میخ چوبی
    • میله ی چوبی
    • وابسته کردن
    • پای ساختگی 7
    • پای چوبی
    • پرتاب کردن 2
    • چوب میخ
    • کور میخ
    • گر میخ
    • گرمیخ زدن
    • گل میخ
    • گوشی 5
    • گیره رخت
    • گیره زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " peg " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Peg proper

A diminutive of the female given names Peggy and Margaret. [..]

+ اضافه کردن

"Peg" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Peg در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

PEG noun دستور زبان

polyethylene glycol [..]

+ اضافه کردن

"PEG" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PEG در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "peg"

عباراتی شبیه به "peg" با ترجمه به فارسی

  • ثابت · میخکوب شده
  • وابسته به تنبان گلابی شکل · گلابی سان · گلابی شکل
  • (اسباب بازی کودکان) فرفره ی میخ دار · (جمع) شلوار گلابی شکل (که بالای آن پف کرده و گشاد و پایین آن تنگ و باریک است)
  • مردن
  • (آدم) دارای پای مصنوعی · پای ساختگی · پای چوبی
  • (بازی کودکان) دشنه پرانی
  • ثابت · میخکوب شده
اضافه کردن

ترجمه های "peg" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه