ترجمه "peevish" به فارسی
زود رنج, کج خلق, زودرنج بهترین ترجمه های "peevish" به فارسی هستند.
peevish
adjective
دستور زبان
Constantly complaining; fretful, whining. [..]
-
زود رنج
I think you are being peevish, Albert.
فکر مي کنم داري زود رنج ميشي آلبرت
-
کج خلق
adjective -
زودرنج
He was christened Linton, and, from the first, she reported him to be an ailing, peevish creature.
نامش را لینتون نهاد و آن طور که در نامههایش مینوشت از همان آغاز کودکی ضعیف و زودرنج و تندخو بود.
-
ترجمه های کمتر
- دعوایی
- بدقلق
- سمج
- بدعنق
- با اوقات تلخی
- بد خلق
- بهانه گیر
- بهانه گیرانه
- سر سخت
- ناشی از بد خلقی
- گنده دماغ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " peevish " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "peevish" با ترجمه به فارسی
-
ترشرویی · تندمزاجی · خشم · زود رنجی · کج خلقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن