ترجمه "peeved" به فارسی
آزرده, اوقات تلخ, دلخور بهترین ترجمه های "peeved" به فارسی هستند.
peeved
adjective
verb
Simple past tense and past participle of peeve. [..]
-
آزرده
-
اوقات تلخ
-
دلخور
Myra and Bella, but Gil I'll bet would be as peeved as anything.
بلا و میرا حرفی ندارن، ولی گیل حتما دلخور می شه.
-
ترجمه های کمتر
- رنجیده
- فگار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " peeved " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "peeved" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) · (کسی را) کفری کردن · آزردگی · از کوره به در کردن · اوقات تلخ کردن · خشمگین کردن · دلخوری · رنجش · غیظ · فگار کردن · فگاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن