ترجمه "peers" به فارسی
همسالان, همکاران بهترین ترجمه های "peers" به فارسی هستند.
peers
verb
noun
Plural form of peer. [..]
-
همسالان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " peers " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Peers
proper
دستور زبان
a section of the British Houses of Parliament, the House of Lords, the House of Peers. [..]
-
همکاران
nounHe used the tools of science well enough to be honored by his peers across the world.
او به اندازۀ کافی از ابزار دانش استفاده کرد که مورد افتخار همکاران در سراسر دنیا شد.
عباراتی شبیه به "peers" با ترجمه به فارسی
-
گروه همتایان
-
رفیق، همکار
-
گروه کاری
-
(انگلیس) اشرافی · (با کنجکاوی یا دقت) نگاه کردن · (به ویژه از نظر قانون یا رتبه) برابر · (قدیمی) برابر بودن (با) · اعیان زاده · بارن · باریک شدن · جفت · خیره شدن به · در آمدن · دوک · رفیق · زل زل نگاه کردن · سر در آوردن · عضو مجلس اعیان · مشابه · نجیب زاده · نظیر · نمایان شدن · هم ارج · هم تراز · هم دوش · هم رتبه · هم سن · هم سن و سال · هم سنخ · همال · همتا · همسال · همشان · همگن · همگن شدن یا بودن · پدیدار شدن · چشم دوختن به · گره نظیر
-
گروه های هم سنخ
-
اشتراک فایل همتا به همتا
-
داوری همتا
-
هم طرازان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن