ترجمه "pelt" به فارسی

پوست, ضربه, افکندن بهترین ترجمه های "pelt" به فارسی هستند.

pelt Verb verb noun دستور زبان

The skin of a beast with the hair on; a raw or undressed hide; a skin preserved with the hairy or woolly covering on it. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun

    Wolves that hid human hearts within their pelts.

    گرگهایی که در زیر پوست حیوانی قلبهای انسانی پنهان کرده بودند.

  • ضربه

    hooting and yelling and pelting me with

    هو میکردند، فریاد میزدند، ضربه...

  • افکندن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • افکنش
    • تکانه
    • شتافتن
    • وت
    • انداختن
    • گفتن
    • (به طور متوالی) ضربه زدن
    • (مزاح آمیز) پوست انسان
    • (نادر) پرتاب
    • (پوست یا چرم خام که مو یا پشم آن را کنده باشند) چرم خام
    • (پوست یا چرم که مو یا پشم آن را نکنده باشند) پوستین
    • (پی در پی) پرسیدن
    • (پی در پی) کوفتن
    • تیرباران کردن
    • خام سوز
    • شتاب کردن
    • عجله کردن
    • پرت کردن
    • پرتاب کردن (به سوی)
    • پوست بدن
    • پوست خام
    • پوست دباغی نشده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pelt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pelt
+ اضافه کردن

"Pelt" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pelt در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pelt"

عباراتی شبیه به "pelt" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی) ممسکانه · ناچیز · پست
  • خزها · پوستهاي خام
  • زود رفتن
  • (قدیمی) ممسکانه · ناچیز · پست
اضافه کردن

ترجمه های "pelt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه