ترجمه "pelting" به فارسی

ناچیز, (قدیمی) ممسکانه, پست بهترین ترجمه های "pelting" به فارسی هستند.

pelting adjective noun verb دستور زبان

Present participle of pelt. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناچیز

    noun
  • (قدیمی) ممسکانه

  • پست

    noun adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pelting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pelting" با ترجمه به فارسی

  • (به طور متوالی) ضربه زدن · (مزاح آمیز) پوست انسان · (نادر) پرتاب · (پوست یا چرم خام که مو یا پشم آن را کنده باشند) چرم خام · (پوست یا چرم که مو یا پشم آن را نکنده باشند) پوستین · (پی در پی) پرسیدن · (پی در پی) کوفتن · افکندن · افکنش · انداختن · تکانه · تیرباران کردن · خام سوز · شتاب کردن · شتافتن · ضربه · عجله کردن · وت · پرت کردن · پرتاب کردن (به سوی) · پوست · پوست بدن · پوست خام · پوست دباغی نشده · گفتن
  • خزها · پوستهاي خام
  • زود رفتن
  • (به طور متوالی) ضربه زدن · (مزاح آمیز) پوست انسان · (نادر) پرتاب · (پوست یا چرم خام که مو یا پشم آن را کنده باشند) چرم خام · (پوست یا چرم که مو یا پشم آن را نکنده باشند) پوستین · (پی در پی) پرسیدن · (پی در پی) کوفتن · افکندن · افکنش · انداختن · تکانه · تیرباران کردن · خام سوز · شتاب کردن · شتافتن · ضربه · عجله کردن · وت · پرت کردن · پرتاب کردن (به سوی) · پوست · پوست بدن · پوست خام · پوست دباغی نشده · گفتن
  • (به طور متوالی) ضربه زدن · (مزاح آمیز) پوست انسان · (نادر) پرتاب · (پوست یا چرم خام که مو یا پشم آن را کنده باشند) چرم خام · (پوست یا چرم که مو یا پشم آن را نکنده باشند) پوستین · (پی در پی) پرسیدن · (پی در پی) کوفتن · افکندن · افکنش · انداختن · تکانه · تیرباران کردن · خام سوز · شتاب کردن · شتافتن · ضربه · عجله کردن · وت · پرت کردن · پرتاب کردن (به سوی) · پوست · پوست بدن · پوست خام · پوست دباغی نشده · گفتن
اضافه کردن

ترجمه های "pelting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه