ترجمه "penalization" به فارسی

مجازات, سزا, تنبیه بهترین ترجمه های "penalization" به فارسی هستند.

penalization noun دستور زبان

The act of punishing; punishment [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجازات

    noun

    At that time, as the reader will remember, it was penal servitude for life.

    این مجازات چنانکه به خاطر داریم در آن موقع محکومیت به حبس مؤبد با اعمال شاقه بود.

  • سزا

    noun
  • تنبیه

    noun

    'You think I'm penalizing you? says Jack Harper at last, with a frown.

    جک هار پر با اخم گفت: تو خیال میکنی من تو رو تنبیه میکنم؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " penalization " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "penalization" با ترجمه به فارسی

  • حبس با اعمال شاقه
  • ادب کردن · به کیفر رساندن · تاوان گرفتن · تنبیه کردن · جریمه کردن · در موقعیت نامساعد قرار دادن · قابل جزا کردن · مجازات کردن · کیفر دادن · کیفری کردن
  • از نظر جزائی · بطورجزائی
  • (جریمه و غیره) کمر شکن · تنبیهی · جزایی · دارای مجازات · سنگین · مجازاتي · محل تنبیه · ندامتگاه · وابسته به تنبیه (به ویژه تنبیه حقوقی) · کیفردار · کیفرگاه · کیفری
  • (حقوق) قانون کیفری · حقوق جزا
  • (جریمه و غیره) کمر شکن · تنبیهی · جزایی · دارای مجازات · سنگین · مجازاتي · محل تنبیه · ندامتگاه · وابسته به تنبیه (به ویژه تنبیه حقوقی) · کیفردار · کیفرگاه · کیفری
اضافه کردن

ترجمه های "penalization" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه