ترجمه "penally" به فارسی

بطورجزائی, از نظر جزائی بهترین ترجمه های "penally" به فارسی هستند.

penally adverb دستور زبان

According to a penal code [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بطورجزائی

  • از نظر جزائی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " penally " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "penally" با ترجمه به فارسی

  • تنبیه · سزا · مجازات
  • حبس با اعمال شاقه
  • ادب کردن · به کیفر رساندن · تاوان گرفتن · تنبیه کردن · جریمه کردن · در موقعیت نامساعد قرار دادن · قابل جزا کردن · مجازات کردن · کیفر دادن · کیفری کردن
  • (جریمه و غیره) کمر شکن · تنبیهی · جزایی · دارای مجازات · سنگین · مجازاتي · محل تنبیه · ندامتگاه · وابسته به تنبیه (به ویژه تنبیه حقوقی) · کیفردار · کیفرگاه · کیفری
  • (حقوق) قانون کیفری · حقوق جزا
  • (جریمه و غیره) کمر شکن · تنبیهی · جزایی · دارای مجازات · سنگین · مجازاتي · محل تنبیه · ندامتگاه · وابسته به تنبیه (به ویژه تنبیه حقوقی) · کیفردار · کیفرگاه · کیفری
اضافه کردن

ترجمه های "penally" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه