ترجمه "percipient" به فارسی
فریس, بینشگر, تیزبین بهترین ترجمه های "percipient" به فارسی هستند.
percipient
adjective
noun
دستور زبان
Having the ability to perceive, especially to perceive quickly. [..]
-
فریس
adjective noun -
بینشگر
-
تیزبین
-
ترجمه های کمتر
- تیزهوش
- دریابنده
- دریابگر
- زیرک
- فهیم
- بافهم و شعور
- مشاهده کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " percipient " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "percipient" با ترجمه به فارسی
-
بینش · درک · دریافت · فراست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن