ترجمه "percuss" به فارسی

دق کردن, (به ویژه در معاینه ی پزشکی) با انگشت ضربه زدن, دق دادن بهترین ترجمه های "percuss" به فارسی هستند.

percuss verb دستور زبان

(transitive) To strike; to hit; to knock; to deliver a blow to. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دق کردن

    verb
  • (به ویژه در معاینه ی پزشکی) با انگشت ضربه زدن

  • دق دادن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " percuss " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "percuss" با ترجمه به فارسی

  • (تفنگ و غیره) ماشه ی دنگی · ماشه ی کوبشی
  • (ارتش) چاشنی ضربتی · چاشنی دنگی · کلاهک کوبشی
  • ساز کوبشی · ساز کوبه ای · ساز کوبهای
  • دنگی · ضربتی · ضربه ای · کوبشی · کوستی
  • (موسیقی) ساز کوبه ای · (پزشکی - در معاینه) با انگشت ضربه ی ملایم زدن (به سینه یا پشت) · برخورد دوچیز (مثلا چکش به میخ) · تصادم · تق · تکانه · دق · دنگ · ضربه · هم کوبگی · وابسته به سازهای کوبه ای · واکوفت · کوبش · کوست
  • (موسیقی) ساز کوبه ای · (پزشکی - در معاینه) با انگشت ضربه ی ملایم زدن (به سینه یا پشت) · برخورد دوچیز (مثلا چکش به میخ) · تصادم · تق · تکانه · دق · دنگ · ضربه · هم کوبگی · وابسته به سازهای کوبه ای · واکوفت · کوبش · کوست
  • (ارتش) چاشنی ضربتی · چاشنی دنگی · کلاهک کوبشی
اضافه کردن

ترجمه های "percuss" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه