ترجمه "performing" به فارسی
انجام دهنده, ایفای نمایش, بازیگری بهترین ترجمه های "performing" به فارسی هستند.
performing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of perform. [..]
-
انجام دهنده
noun -
ایفای نمایش
noun -
بازیگری
nounBut now we needed to get Brad's performance to drive our virtual Benjamin.
و حالا باید توان بازیگری براد رو برای جان بخشیدن به بنجامین مجازی خودمون به کار می گرفتیم.
-
ترجمه های کمتر
- عامل
- فعال
- کنشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " performing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "performing" با ترجمه به فارسی
-
ضمانت نامه بدون قید و شرط
-
ارزشیابی عملکرد
-
بهرهدهي لبني · بهرهدهی شیر
-
تیمهای کارا
-
بهرهدهي لبني · بهرهدهی شیر
-
سازمان دارای عملکرد برتر
-
بهرهدهی جانوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن