ترجمه "perfumer" به فارسی
عطرفروش, عطار, عطرساز بهترین ترجمه های "perfumer" به فارسی هستند.
perfumer
noun
دستور زبان
A person who creates new perfumes [..]
-
عطرفروش
person who makes or sells perfume [..]
-
عطار
person who makes or sells perfume
You're still the great perfumer Baldini.
شما هنوز هم يه عطار بزرگ هستيد
-
عطرساز
person who makes or sells perfume
-
ترجمه های کمتر
- عطر افشان
- عطر ساز
- عطر فروش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perfumer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "perfumer" با ترجمه به فارسی
-
عطر
-
محصولات خوشبو · محصولات روغن ضروری · محصولات طعمدهنده · محصولات معطر · گياهان روغن ضروري
-
روغنهای عطری
-
بو · بوی خوش · بوی خوش عطر · خوشبویی · رایحه · عطر · عطر زدن · عطرسازی · معطر کردن
-
بو · بوی خوش · بوی خوش عطر · خوشبویی · رایحه · عطر · عطر زدن · عطرسازی · معطر کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن