ترجمه "perfusion" به فارسی

خونیاری, تزریق وریدی, ریزش اب پاشی بهترین ترجمه های "perfusion" به فارسی هستند.

perfusion noun دستور زبان

The act of perfusing [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خونیاری

  • تزریق وریدی

    noun
  • ریزش اب پاشی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perfusion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "perfusion"

عباراتی شبیه به "perfusion" با ترجمه به فارسی

  • پاشیده شونده · پخش شونده
  • (در آب) غوطه ور کردن · آب افشاندن (به چیزی) · آب ریختن به · آب زدن · آغشتن (به آب) · پرکردن
اضافه کردن

ترجمه های "perfusion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه