ترجمه "pergnant" به فارسی

ابستن, باردار, حاصلخیز بهترین ترجمه های "pergnant" به فارسی هستند.

pergnant
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابستن

  • باردار

    adjective
  • حاصلخیز

  • ترجمه های کمتر

    • حامله
    • متضمن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pergnant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pergnant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه