ترجمه "perfunctory" به فارسی

سرسری, (انجام شده با بی توجهی و برای انجام وظیفه) سرسری, اهل سمبل کردن بهترین ترجمه های "perfunctory" به فارسی هستند.

perfunctory adjective دستور زبان

Done merely to discharge a duty; performed mechanically and as a thing of rote; done in a careless and superficial manner; characterized by indifference; as, perfunctory admonitions. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرسری

    adjective

    Perfunctory, courteous, empty words.

    حرفهای تو خالی و سرسری و مؤدبانه...

  • (انجام شده با بی توجهی و برای انجام وظیفه) سرسری

  • اهل سمبل کردن

  • ترجمه های کمتر

    • با بی میلی
    • باری به هر جهت
    • بی علاقه
    • بی مبالات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perfunctory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "perfunctory" با ترجمه به فارسی

  • بی مبالاتی · چگونگی کاری که سرسری انجام داده باشند
اضافه کردن

ترجمه های "perfunctory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه