ترجمه "permanence" به فارسی
دوام, تداوم, پایداری بهترین ترجمه های "permanence" به فارسی هستند.
The state of being permanent. [..]
-
دوام
At this temperature, a person can last for 13 minutes before suffering permanent loss of function.
تو اين دما يک آدم حداکثر 13 دقيقه دوام مياره تا بطور کامل کنترل عمليشو از دست بده
-
تداوم
nounBecause of its preserving properties, salt became a symbol of permanence and immutability.
ویژگی نمک به دلیل جلوگیری از فساد، آن را سمبلی از تداوم و تغییرناپذیری کرده است.
-
پایداری
nouna long-lasting pH-neutral cement provides a stable and permanent platform.
سیمان دائمی با PH طبیعی که سکوی دايمی و پایداری را فراهم میکند.
-
ترجمه های کمتر
- ثبات
- پایندگی
- ماندگاری
- پایایی
- همیشگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " permanence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Permanence" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Permanence در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "permanence" با ترجمه به فارسی
-
مغناطیس دایمی · مغناطیس طبیعی
-
هيلك یمياد یگداتفا راک زا
-
كارگران تماموقت · کارگر دائمی
-
رجوع شود به permanence · پایداری · چیز پایدار
-
برنامه های دائمی
-
دندان دائمی · دندان دائمی (در برابر: دندان شیری milk tooth) · دندان پایا
-
علفزارها · علفزارهاي دائمي · علفزارهاي زير كشت · علفزارهاي طبيعي
-
پایدار