ترجمه "permanency" به فارسی

پایداری, رجوع شود به permanence, چیز پایدار بهترین ترجمه های "permanency" به فارسی هستند.

permanency noun دستور زبان

The state or quality of permanence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پایداری

    noun

    The magnificent architecture of Egypt seems to be evidence of stability and permanence.

    معماری باشکوه مصر ظاهراً حاکی از پایداری و ثبات آن کشور است.

  • رجوع شود به permanence

  • چیز پایدار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " permanency " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "permanency" با ترجمه به فارسی

  • مغناطیس دایمی · مغناطیس طبیعی
  • هيلك یمياد یگداتفا راک زا
  • كارگران تماموقت · کارگر دائمی
  • تداوم · ثبات · دوام · ماندگاری · همیشگی · پایایی · پایداری · پایندگی
  • برنامه های دائمی
  • دندان دائمی · دندان دائمی (در برابر: دندان شیری milk tooth) · دندان پایا
  • علفزارها · علفزارهاي دائمي · علفزارهاي زير كشت · علفزارهاي طبيعي
  • پایدار
اضافه کردن

ترجمه های "permanency" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه