ترجمه "permitted" به فارسی
مجاز ترجمه "permitted" به فارسی است.
permitted
verb
Simple past tense and past participle of permit . [..]
-
مجاز
adjectiveSmoking is not permitted here.
کشیدن سیگار اینحا مجاز نیست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " permitted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Permitted
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Permitted" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Permitted در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "permitted" با ترجمه به فارسی
-
ددجم دورو
-
پروانه ساختمان
-
)همان هزاجا( همانیهاوگ
-
اجازه
-
اجازه اشتغال · اجازه کار
-
(جانور شناسی) ماهی پمپانو (Trachinotus falcatus) · اجازه · اجازه دادن · اجازه نامه · اجازه ی ورود دادن · اذن · اذن دادن · امکان دادن · امکان پذیر کردن · تصدیق · جایز شمردن · جواز · حکم · دستور · دستوری دادن · راه دادن · رخصت دادن · روا داشتن · روا کردن · رواداشت · فرصت دادن · لهی کردن · مجاز دانستن · مجاز کردن · مجال دادن · مجوز · مختار کردن · ممکن ساختن · میسر کردن · ندیده گرفتن · پته · پذیرفتن · پروانه · پرگیدن · گذاشتن · گواهینامه
-
اجازه اقامت · پروانه اقامت
-
نفوذ پذیری الکتریکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن