ترجمه "perpetration" به فارسی
ارتکاب ترجمه "perpetration" به فارسی است.
perpetration
noun
دستور زبان
The act of perpetrating [..]
-
ارتکاب
nounAnd I'd like to know how many others have been perpetrated against her son under your watch.
و دوست دارم بدونم چه تعداد دیگه ای از این جرمها تحت نظارت شما ارتکاب شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perpetration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "perpetration" با ترجمه به فارسی
-
(اشتباه) کردن · (شیطنت یا شوخی) کردن · (عمل زشت) انجام دادن · (لطیفه) گفتن · بامبول زدن · بد نوشتن · بدانجام دادن · دست انداختن · مرتکب شدن · مقصر بودن
-
مرتکب
-
(اشتباه) کردن · (شیطنت یا شوخی) کردن · (عمل زشت) انجام دادن · (لطیفه) گفتن · بامبول زدن · بد نوشتن · بدانجام دادن · دست انداختن · مرتکب شدن · مقصر بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن