ترجمه "perpetrator" به فارسی
مرتکب ترجمه "perpetrator" به فارسی است.
perpetrator
noun
دستور زبان
One who perpetrates; esp., one who commits an offence or crime. [..]
-
مرتکب
That is a vile Borgia slander, perpetrated by the pope himself.
... اين يه تهمت شرم آور " بورجيا " ايه که خود پاپ مرتکب بهش شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perpetrator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "perpetrator" با ترجمه به فارسی
-
(اشتباه) کردن · (شیطنت یا شوخی) کردن · (عمل زشت) انجام دادن · (لطیفه) گفتن · بامبول زدن · بد نوشتن · بدانجام دادن · دست انداختن · مرتکب شدن · مقصر بودن
-
ارتکاب
-
(اشتباه) کردن · (شیطنت یا شوخی) کردن · (عمل زشت) انجام دادن · (لطیفه) گفتن · بامبول زدن · بد نوشتن · بدانجام دادن · دست انداختن · مرتکب شدن · مقصر بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن