ترجمه "perseveration" به فارسی

مداومت, پشتکار, استقامت بهترین ترجمه های "perseveration" به فارسی هستند.

perseveration noun دستور زبان

(psychology) Uncontrollable repetition of a particular response, such as a word, phrase, or gesture, despite the absence or cessation of a stimulus, usually caused by brain injury or other organic disorder. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مداومت

    noun

    Perseverance, persistence, and determination are the essential qualities that make you a lucky person.

    مداومت، استمرار و عزم راسخ کیفیات مهمی هستند کـه از شـما یک انسـان موفق میسازند.

  • پشتکار

    noun

    So, with great perseverance and untiring industry, he prospered.

    از این روی، بر اثر پشتکار بسیار و تلاش مداوم کار او بالا گرفت.

  • استقامت

    noun

    How can you persevere in the ministry despite such obstacles?

    حال چگونه میتوان علیرغم چنین مشکلاتی در خدمت موعظه استقامت داشت؟

  • ترجمه های کمتر

    • پافشاری
    • اصرار
    • (روان پزشکی) درجا زنی
    • تکرار وسواس گونه ی عمل یا حرف
    • ثبات قدم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perseveration " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "perseveration" با ترجمه به فارسی

  • (در الهیات جان کلوین) از رحمت دائمی خداوند برخوردار بودن · استقامت کردن · اصرار کردن · ایستادگی کردن · تحمل · ثابت قدم بودن · ثابت قدم ماندن · ثبات قدم به خرج دادن · سرسختی کردن · سماجت کردن · پافشاری کردن · پایداری کردن · پایمردی کردن · پشتکار داشتن
  • (در الهیات جان کلوین) رحمت خداوند نسبت به برگزیدگان · استقامت · اصرار · ایستادگی · ثبات · ثبات قدم · سرسختی · عزم راسخ · لجبازی · مداومت · پافشاری · پایمردی · پشت کار · پشتکار · پیگیری
  • (روان پزشکی - عمل یا حرفی را به طور وسواس گونه تکرار کردن) درجا زدن
  • بااستقامت · باثبات · پشت کاردار
  • (در الهیات جان کلوین) رحمت خداوند نسبت به برگزیدگان · استقامت · اصرار · ایستادگی · ثبات · ثبات قدم · سرسختی · عزم راسخ · لجبازی · مداومت · پافشاری · پایمردی · پشت کار · پشتکار · پیگیری
  • (در الهیات جان کلوین) از رحمت دائمی خداوند برخوردار بودن · استقامت کردن · اصرار کردن · ایستادگی کردن · تحمل · ثابت قدم بودن · ثابت قدم ماندن · ثبات قدم به خرج دادن · سرسختی کردن · سماجت کردن · پافشاری کردن · پایداری کردن · پایمردی کردن · پشتکار داشتن
اضافه کردن

ترجمه های "perseveration" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه