ترجمه "persevering" به فارسی
مداوم, پشت کاردار, با استقامت بهترین ترجمه های "persevering" به فارسی هستند.
persevering
adjective
noun
verb
دستور زبان
perseverance [..]
-
مداوم
adjective -
پشت کاردار
adjective -
با استقامت
His horse a stony hearted but persevering black brute with a hammer head
اسبش حیوانی بی رحم اما با استقامت با کله چکشی
-
ترجمه های کمتر
- ساعی
- سخت کوش
- مصردرکار
- کوشا
- کوشنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " persevering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "persevering" با ترجمه به فارسی
-
اصراردربرداشتن · تکرارغیراختیاری · خودبخودایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن