ترجمه "person" به فارسی
شخص, کس, تن بهترین ترجمه های "person" به فارسی هستند.
person
verb
noun
دستور زبان
A single human being; an individual. [from 13th c.] [..]
-
شخص
nounindividual [..]
How many times a minute does the average person blink?
به طور میانگین هر شخص در دقیقه چند بار پلک میزند؟
-
کس
nounindividual
Perhaps this girl is the person that your miracle is for.
شايد اين دختر همون کسي ـه که معجزه ت بهش تعلق داره.
-
تن
nounthe physical body seen as distinct from the mind
By nine o'clock, more than eight hundred persons had been arrested
در ساعت 9 عده بازداشتشدگان بیش از هشتصد تن بود.
-
ترجمه های کمتر
- شَخص
- نَفَر
- آدم
- نفر
- وجود
- شخص حقیقی
- کسی
- شخصی
- شخصیت
- ادم
- ظاهر
- بدن
- جسم
- هیکل
- پسره
- قیافه
- دختره
- زنکه
- مردکه
- (دستور زبان) شخص
- (قدیمی) بازیگر (نمایشنامه)
- (قدیمی) رجوع شود به personage
- (مسیحیت) هر یک از افراد تثلیث (پدر یا پسر یا روح القدس)
- (نادر) آدم پست
- انسان (در برابر: حیوان یا چیز)
- شخصیت حقوقی
- پسوند: شخص
- کس [chairperson]
- یک شخص
- یک کسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " person " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "person" با ترجمه به فارسی
-
امور مالی شخصی
-
رايانههاي شخصي · ریزرایانهها · کامپیوترهای شخصی · کامپیوترهای کوچک
-
هدش مگ صخش
-
دستیار شخصی هوشمند
-
(دستور زبان) اول شخص · اول شخص · داستانی که توسط شخص اول داستان نقل شود · داستانی که در آن اول شخص مفرد خیلی به کار رفته باشد
-
شخص حقوقی
-
اختلال شخصیت نمایشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن