ترجمه "persuasion" به فارسی
قسم, ترغیب, تشویق بهترین ترجمه های "persuasion" به فارسی هستند.
persuasion
noun
دستور زبان
The act of persuading, or trying to do so; the addressing of arguments to someone with the intention of changing their mind or convincing them of a certain point of view, course of action etc. [from 14th c.] [..]
-
قسم
nounwhat about persuasion you told me. they wait
قسم چي پس بهم گفتي که اونا صبر کردند
-
ترغیب
nounExhaustion didn't help much with my attempts at persuasion.
خستگی چندان کمکی به پیشبرد تلاشم برای ترغیب او نمیکرد.
-
تشویق
nounDorothea quietly persisted in spite of remonstrance and persuasion.
دور تا به رغم سرزنش و تشویق خویشاناش بر سر تصمیم خود پای فشرد.
-
ترجمه های کمتر
- اعتقاد
- اقناع
- گونه
- عقیده
- گمان
- جنس
- احساس
- ایمان
- جماعت
- وادارگر
- پذیرانش
- دارودسته
- فرقه
- مسلک
- مکتب
- مرام
- عاطفه
- استدلال
- تمایل
- باور
- گروه
- (مزاح آمیز) نوع
- دسته (به ویژه سیاسی یا مذهبی)
- عقیده دینی
- قانع سازی
- قانع کننده
- قانع کنندگی
- متقاعد سازی
- متقاعد کننده
- مجاب سازی
- وادار سازی
- وادار کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " persuasion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "persuasion" با ترجمه به فارسی
-
امادگی برای متقاعد شدن · ترغیب پذیری
-
ترغیب کننده · تشویقی · قانع کننده · متقاعد کننده · مجاب کننده · وادار کننده · وادارگر · پذیراننده
-
تبلیغات متقاعد کننده
-
قوه اغوایا اقناع
-
اغوا کردنی · اغواپذیر · قابل ترغیب · متقاعد شدنی · متقاعد کردنی
-
بطور متقاعد کننده · چنانکه متقاعد سازدیا واداربکاری نماید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن