ترجمه "persuader" به فارسی
متقاعد کننده, مجاب کننده, وادار کننده بهترین ترجمه های "persuader" به فارسی هستند.
persuader
noun
دستور زبان
One who attempts to persuade. [..]
-
متقاعد کننده
-
مجاب کننده
-
وادار کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " persuader " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "persuader" با ترجمه به فارسی
-
(به زور استدلال) واداشتن · اغوا کردن · بر آن داشتن · ترغیب کردن · تلقین کردن · قبولاندن · متقاعد کردن · مجاب کردن · مطمئن ساختن · معتقد کردن · مقنع · مُقنِع · وادار کردن · پذیراندن
-
ترغیب
-
مهمیز
-
اغوا کردنی · اغواپذیر · قابل ترغیب · متقاعد شدنی · متقاعد کردنی
-
متقاعد
-
متقاعد کردن
-
متقاعد
-
(به زور استدلال) واداشتن · اغوا کردن · بر آن داشتن · ترغیب کردن · تلقین کردن · قبولاندن · متقاعد کردن · مجاب کردن · مطمئن ساختن · معتقد کردن · مقنع · مُقنِع · وادار کردن · پذیراندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن