ترجمه "persuaded" به فارسی
متقاعد, متقاعد بهترین ترجمه های "persuaded" به فارسی هستند.
persuaded
verb
Simple past tense and past participle of persuade. [..]
-
متقاعد
I persuaded her to be at home.
او را متقاعد به در خانه بودن کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " persuaded " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Persuaded
-
متقاعد
I persuaded her to be at home.
او را متقاعد به در خانه بودن کردم.
عباراتی شبیه به "persuaded" با ترجمه به فارسی
-
(به زور استدلال) واداشتن · اغوا کردن · بر آن داشتن · ترغیب کردن · تلقین کردن · قبولاندن · متقاعد کردن · مجاب کردن · مطمئن ساختن · معتقد کردن · مقنع · مُقنِع · وادار کردن · پذیراندن
-
ترغیب
-
مهمیز
-
اغوا کردنی · اغواپذیر · قابل ترغیب · متقاعد شدنی · متقاعد کردنی
-
متقاعد کننده · مجاب کننده · وادار کننده
-
متقاعد کردن
-
(به زور استدلال) واداشتن · اغوا کردن · بر آن داشتن · ترغیب کردن · تلقین کردن · قبولاندن · متقاعد کردن · مجاب کردن · مطمئن ساختن · معتقد کردن · مقنع · مُقنِع · وادار کردن · پذیراندن
-
(به زور استدلال) واداشتن · اغوا کردن · بر آن داشتن · ترغیب کردن · تلقین کردن · قبولاندن · متقاعد کردن · مجاب کردن · مطمئن ساختن · معتقد کردن · مقنع · مُقنِع · وادار کردن · پذیراندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن