ترجمه "perspire" به فارسی

عرق کردن, ژفیدن, عرق ریختن بهترین ترجمه های "perspire" به فارسی هستند.

perspire verb دستور زبان

to emit sweat or perspiration through the skin's pores [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عرق کردن

    verb

    The mere thought now caused adamp perspiration to form on his hands and face.

    فکر این کار دستها و صورتش را خیس عرق کرده بود.

  • ژفیدن

  • عرق ریختن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perspire " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Perspire
+ اضافه کردن

"Perspire" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Perspire در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "perspire" با ترجمه به فارسی

  • عرق گیر
  • با عرق دفع شو · خوی رد کن · عرق شو
  • تعرق · تعریق · تن خیسه · خوه · خوی · عرق · عرق (بدن) · عرق بدن · عرق ریزی · عرقکردن · ژف · کارسخت
  • تعرق · تعریق · تن خیسه · خوه · خوی · عرق · عرق (بدن) · عرق بدن · عرق ریزی · عرقکردن · ژف · کارسخت
  • تعرق · تعریق · تن خیسه · خوه · خوی · عرق · عرق (بدن) · عرق بدن · عرق ریزی · عرقکردن · ژف · کارسخت
  • تعرق · تعریق · تن خیسه · خوه · خوی · عرق · عرق (بدن) · عرق بدن · عرق ریزی · عرقکردن · ژف · کارسخت
اضافه کردن

ترجمه های "perspire" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه