ترجمه "petit" به فارسی
خرده, ناچیز, اندک بهترین ترجمه های "petit" به فارسی هستند.
petit
adjective
noun
دستور زبان
(law) small or minor [..]
-
خرده
nounor that Vassenka was himself conscious that ce petit brin de cour he was making was out of place in this family
و یا واسنکا خود دریافته بود این یک خرده لاس زدنی که آغاز کرده بود در این خانواده نابجاست،
-
ناچیز
-
اندک
-
ترجمه های کمتر
- (به ویژه در حقوق) کوچک
- (مرد) ریزه اندام
- کوچک اندام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " petit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Petit
Petit (Portuguese footballer)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Petit" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Petit در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "petit" با ترجمه به فارسی
-
(پزشکی) صرع مختصر (در مقایسه با: grand mall)
-
آفت نشخوارکنندگان کوچک
-
انگور این شراب · شراب قرمز و سک (محصول کالیفرنیا)
-
خرده بورژوا · خرده سوداگر
-
(زن) ریز اندام · ریزه میزه · ظریف و کوچک · کوچک
-
خرده بورژوازی · خرده سوداگری · خردهبورژوازی
-
(حقوق) هیئت کوچک داوران (در برابر: grand jury)
-
کیک کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن