ترجمه "petition" به فارسی
دادخواست, طومار, درخواست بهترین ترجمه های "petition" به فارسی هستند.
petition
verb
noun
دستور زبان
A formal, written request made to an official person or organized body, often containing many signatures. [..]
-
دادخواست
nouna formal written request, typically one signed by many people, appealing to authority in respect of an particular cause
Grassini votes for petitions and Galli against them.
گرا سینی به سود دادخواست رأی میدهد و گالی بر ضد آن.
-
طومار
formal, written request made to an official person
However, this petition is not yet complete.
اگرچه هنوز اين طومار کامل نشده
-
درخواست
nounIn this article, we will consider the first three petitions.
در این مقاله به سه درخواست اوّل میپردازیم.
-
ترجمه های کمتر
- عریضه
- خواهش
- تظلم
- دادخواهی کردن
- استدعا
- نامه
- دادخواهی
- عرضحال
- نیایش
- درخواستن
- (رسما یا به طور صمیمانه) خواستن
- استدعا کردن
- بیش خواهش
- تقاضا دادن
- تقاضا نامه
- خواسته
- لابه کردن
- نامه ی حاوی عرضحال یا دادخواست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " petition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Petition
-
عریضه
عریضه
عباراتی شبیه به "petition" با ترجمه به فارسی
-
(پزشکی) صرع مختصر (در مقایسه با: grand mall)
-
آفت نشخوارکنندگان کوچک
-
انگور این شراب · شراب قرمز و سک (محصول کالیفرنیا)
-
خرده بورژوا · خرده سوداگر
-
(زن) ریز اندام · ریزه میزه · ظریف و کوچک · کوچک
-
خرده بورژوازی · خرده سوداگری · خردهبورژوازی
-
(حقوق) هیئت کوچک داوران (در برابر: grand jury)
-
کیک کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن