ترجمه "phalanx" به فارسی
همرزمان, فوج, (انسان ها) گروه متراکم بهترین ترجمه های "phalanx" به فارسی هستند.
phalanx
noun
دستور زبان
(plural phalanxes ) a large group of people, animals or things, compact or closely massed, or tightly knit and united in common purpose. [..]
-
همرزمان
-
فوج
-
(انسان ها) گروه متراکم
-
ترجمه های کمتر
- (یونان باستان - آرایش سربازان در صف های به هم فشرده به طوری که سپرهای آنان یک دیوار زرهی ایجاد کند) فالانکس
- استخوان بند انگشت
- اعضای جامعه یا همزیگان سوسیالیسی
- بند انگشت
- دسته ی به هم فشرده
- دیواره ی نظامی
- هم اندیشان
- کالبد شناسی) استخوان انگشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " phalanx " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Phalanx
proper
The brand name of a radar-controlled rapid fire 20mm Gatling-type machine gun, the Phalanx CIWS (pronounced see-wiz), deployed on U.S. Navy ships as a last line of defense against antiship cruise missiles. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Phalanx" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Phalanx در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "phalanx"
عباراتی شبیه به "phalanx" با ترجمه به فارسی
-
فالانژ
-
بندهای میانانگشتی
-
بندهای سرانگشتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن