ترجمه "phantom" به فارسی
شبح, روح, خیال بهترین ترجمه های "phantom" به فارسی هستند.
Something apparently seen, heard, or sensed, but having no physical reality; a ghost or apparition; something elusive or delusive. [..]
-
شبح
nounsomething having no physical reality
This phantom caused the old world to tremble.
این شبح، دنیای پیر را به لرزه درمی آورد.
-
روح
nounyou got your humansized phantoms, creepy caterpillary phantoms
منظورم اينه که شما اندازه روح انسانها و روح اون موجودات چندش آور
-
خیال
nounA trick, a phantom, a jest.
نمیدانم. حقه، خیال، مضحکه.
-
ترجمه های کمتر
- طیف
- فانتوم
- توهم
- هیولا
- پوچ
- ruh
- تاردیس
- نهازش
- نهازشی
- توهمی
- لولو
- مترسک
- تخیل
- دیو
- کاذب
- وهم
- دروغین
- (پزشکی) گول زننده
- تصور خام
- تصویر ذهنی
- تو خالی
- تیره پیکر
- سایه ( مانند)
- هر چیز خوف انگیز
- گمان پریشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " phantom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Nickname of the F-4B jet fighter flown by Marines in Vietnam [..]
"Phantom" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Phantom در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "phantom"
عباراتی شبیه به "phantom" با ترجمه به فارسی
-
شبح آزادی
-
اف-۴ فانتوم
-
جنگ ستارگان اپیزود اول: تهدید شبح
-
دوربین متحرک
-
اندام خیالی
-
سندروم توهم لرزش و زنگ تلفن همراه