ترجمه "phosphorescent" به فارسی
تابنده ترجمه "phosphorescent" به فارسی است.
phosphorescent
adjective
noun
دستور زبان
Having the property of emitting light for a period of time after the source of excitation is taken away, e.g., in electrostatic storage tubes and cathode-ray tubes. [..]
-
تابنده
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " phosphorescent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "phosphorescent" با ترجمه به فارسی
-
روش شیمینورتابی · شناسايي شيمينورتابي · شناسايي فروزندگي · طيفنمایی گسیل فلوئورسانس
-
شبتاب شدن · فروزنده شدن · ویژگی فسفری پیدا کردن
-
خواص نوری · درخشش اپالی · درخشندگی بدون گرما · ضريب شکست · فرانمايي · فروزندگی (که نوعی لیانندگی یا luminescence است) · فسفرسانس · فسفورسانس · قابليت عبور نور · قطبش · پراكندگي نور
-
خواص نوری · درخشش اپالی · درخشندگی بدون گرما · ضريب شکست · فرانمايي · فروزندگی (که نوعی لیانندگی یا luminescence است) · فسفرسانس · فسفورسانس · قابليت عبور نور · قطبش · پراكندگي نور
-
خواص نوری · درخشش اپالی · درخشندگی بدون گرما · ضريب شکست · فرانمايي · فروزندگی (که نوعی لیانندگی یا luminescence است) · فسفرسانس · فسفورسانس · قابليت عبور نور · قطبش · پراكندگي نور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن