ترجمه "phosphorate" به فارسی
(شیمی) فسفرزدن به, با فسفر آمیختن بهترین ترجمه های "phosphorate" به فارسی هستند.
phosphorate
verb
دستور زبان
to combine or treat with phosphorus; to phosphorize [..]
-
(شیمی) فسفرزدن به
-
با فسفر آمیختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " phosphorate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "phosphorate" با ترجمه به فارسی
-
(شیمی) اسید فسفریک · اسید فسفریک · فسفریک اسی · فسفریک اسید
-
آنزيمهاي ليپيدكافتي · استرازها · فسفريك مونواستر هيدرولازها · كربوكسيليك استر هيدرولازها · ليپازها
-
(شیمی) اسید فسفریک (H3PO3) · فوسفورو اسید
-
(نادر) رجوع شود به phosphorescent · فسفردار · فسفری
-
(پزشکی) مسمومیت فسفری · فسفر زدگی
-
(قدیمی - شاعرانه) ستاره ی صبحگاهی (به ویژه زهره) · ستاره ی سحر P( -2 کوچک) فسفر · فسفر · ماده ی شبتاب · ماده ی فروزنده · ماده ی فسفردار
-
(شیمی) فسفردار · فسفری
-
فسفریل کلرید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن