ترجمه "phot" به فارسی

عکاسی, عکاس, عکس بهترین ترجمه های "phot" به فارسی هستند.

phot verb noun دستور زبان

(informal) to photograph [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عکاسی

    noun
  • عکاس

    noun
  • عکس

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (واحد روشنایی برابر با یک لومن برسانتی متر مربع) فوت
    • فوت (یکا)
    • وابسته به عکاسی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " phot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "phot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه