ترجمه "photic" به فارسی
رخشی, نوری, روشن بهترین ترجمه های "photic" به فارسی هستند.
photic
adjective
دستور زبان
of, related to, or irradiated by light; especially describing that part of the near-surface ocean is which photosynthesis is possible [..]
-
رخشی
-
نوری
-
روشن
adjective
-
ترجمه های کمتر
- (زیست شناسی) فروغ دار
- وابسته به نور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " photic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "photic" با ترجمه به فارسی
-
(بخش بالای آب دریا و غیره که نور به حد کافی برای ایجاد فتوسنتز یا فروغ آمایی دریافت می کند) بخش فروغ دار
-
دانش روشنایی · علم نور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن