ترجمه "physiognomical" به فارسی
سیماشناس, سیمایی, قیافی بهترین ترجمه های "physiognomical" به فارسی هستند.
physiognomical
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to physiognomy. [..]
-
سیماشناس
-
سیمایی
-
قیافی
-
ترجمه های کمتر
- قیافه شناس
- وابسته به قیافه شناسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " physiognomical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "physiognomical" با ترجمه به فارسی
-
از روی سیما شناسی · موافق علم قیافه شناسی
-
تشخیص دهنده · مشخص · وابسته به قیافه شناسی
-
تشخیص دهنده · مشخص · وابسته به قیافه شناسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن