ترجمه "pi" به فارسی

پی, عدد پی, Pi بهترین ترجمه های "pi" به فارسی هستند.

pi adjective verb noun abbreviation دستور زبان

The name of the sixteenth letter of the Classical and Modern Greek alphabets and the seventeenth in Old Greek. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پی

    noun

    irrational mathematical constant [..]

  • عدد پی

    ratio of the circumference of a circle to its diameter

  • Pi

    یک صفحهٔ ابهامزدایی در ویکیمدیا

  • ترجمه های کمتر

    • (به ویژه حروف چاپی را) در هم ریخته کردن
    • (شانزدهمین حرف الفبای یونانی) پی
    • (هندسه) عدد پی (نسبت پیرامون دایره به قطر آن که تقریبا برابر است با 41/3)
    • توده ی حروف چاپی
    • حروف چاپی در هم ریخته
    • قاتی پاتی کردن
    • هر چیز در هم ریخته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pi proper

Pi County in Sichuan, China, now administered as part of Chengdu. [..]

+ اضافه کردن

"Pi" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pi در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

PI noun abbreviation

Piauí, a state of Brazil. [..]

+ اضافه کردن

"PI" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PI در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pi"

عباراتی شبیه به "pi" با ترجمه به فارسی

  • سار ابلق
  • (به ویژه در هند) سگ وحشی
  • ابلق · دو رنگه · رنگارنگ · سیاه و سفید · قلمکار · ملبس به جامه ی دو رنگ · پیسه · چند رنگه
  • (فرانسه) حیف · افسوس · بدتر · چه بد
  • چک ابلق
  • باکلان ابلق کوچک
  • (فرانسه) پیاده · برپا
  • (افسانه ی آلمانی) فلوت نواز هملین (که بچه های دهکده را با خود برد)
اضافه کردن

ترجمه های "pi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه