ترجمه "pied" به فارسی
ابلق, قلمکار, پیسه بهترین ترجمه های "pied" به فارسی هستند.
pied
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of pi. [..]
-
ابلق
adjective -
قلمکار
adjective -
پیسه
adjective noun
-
ترجمه های کمتر
- رنگارنگ
- دو رنگه
- سیاه و سفید
- ملبس به جامه ی دو رنگ
- چند رنگه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pied " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pied
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pied" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pied در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "pied" با ترجمه به فارسی
-
سار ابلق
-
(به ویژه در هند) سگ وحشی
-
(به ویژه حروف چاپی را) در هم ریخته کردن · (شانزدهمین حرف الفبای یونانی) پی · (هندسه) عدد پی (نسبت پیرامون دایره به قطر آن که تقریبا برابر است با 41/3) · Pi · توده ی حروف چاپی · حروف چاپی در هم ریخته · عدد پی · قاتی پاتی کردن · هر چیز در هم ریخته · پی
-
(فرانسه) حیف · افسوس · بدتر · چه بد
-
چک ابلق
-
باکلان ابلق کوچک
-
(فرانسه) پیاده · برپا
-
(افسانه ی آلمانی) فلوت نواز هملین (که بچه های دهکده را با خود برد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن