ترجمه "piecing" به فارسی

تکه کردن, دانه کردن, قطعه کردن بهترین ترجمه های "piecing" به فارسی هستند.

piecing noun verb دستور زبان

Present participle of piece. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکه کردن

    It had been torn to pieces in the wild ocean.

    اقیانوس سرکش متلاطم آن را تکه تکه کرده بود.

  • دانه کردن

  • قطعه کردن

    The hounds catch him, and tear him to pieces before his mother's eyes!...

    و او را در مقابل دیدگان مادرش قطعه قطعه کردند.

  • وصله کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " piecing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "piecing" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "piecing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه