ترجمه "piggyback" به فارسی

کول, قلمدوش, کولی بهترین ترجمه های "piggyback" به فارسی هستند.

piggyback verb noun adverb adjective دستور زبان

On somebody's back or shoulders. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کول

    noun
  • قلمدوش

  • کولی

    noun

    We make new ones, and so it's convenient to piggyback on us,

    و نوزادهای جدید به وجود میآوریم، و بسیار آسان است که از ما کولی بگیرند،

  • ترجمه های کمتر

    • (بار یا کودک را) بر پشت خود حمل کردن
    • (حمل تریلر و گنجانه های کالا و کامیون با ترن - حمل یک وسیله ی نقلیه با وسیله ی نقلیه ی دیگر) دوش بری
    • بر دوش بردن
    • بر دوش گیری
    • دوش بری کردن
    • قلمدوش کردن
    • کول کردن
    • کول گیری
    • کول گیری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " piggyback " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "piggyback"

اضافه کردن

ترجمه های "piggyback" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه