ترجمه "pillory" به فارسی
تختهبند, قاپوق, خرده گیری و مسخره کردن بهترین ترجمه های "pillory" به فارسی هستند.
pillory
verb
noun
دستور زبان
A framework on a post, with holes for the hands and head, used as a means of punishment and humiliation. [..]
-
تختهبند
whipping-post
-
قاپوق
no dungeon, axes, gibbets, whipping posts, or pillories;
در آنجا زندان و تبر و اعدام و دار و چوب و فلک و قاپوق نبود.
-
خرده گیری و مسخره کردن
-
ترجمه های کمتر
- در قاپوق قرار دادن
- مورد تحقیر و تنبیه قرار دادن
- وسیله ی تنبیه و تحقیر
- گوشمالی و تنبیه در معرض عام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pillory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pillory"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن