ترجمه "pillow" به فارسی

بالش, متکا, مخده بهترین ترجمه های "pillow" به فارسی هستند.

pillow verb noun دستور زبان

A soft cushion used to support the head in bed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالش

    noun

    soft cushion used to support the head in bed [..]

    And she handed Alyosha a sheet of newspaper which had been under her pillow.

    او نگاه روزنامهای را از زیر بالش رد آورده به آلیوشا داد.

  • متکا

    noun

    When girls hang out, we don't have pillow fights in our underwear.

    وقتي هم که ما دخترا باهمديگه هستيم با لباسهاي زيرمون با همديگه متکا بازي نميکنيم.

  • مخده

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بالین
    • تشکچه
    • کوسن
    • سرآسا
    • غنودن
    • (هر چیز بالش مانند) بالشتک
    • سر خود را روی بالش (یا هر چیز بالش مانند) قرار دادن
    • ناز بالش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pillow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pillow
+ اضافه کردن

"Pillow" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pillow در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pillow"

عباراتی شبیه به "pillow" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pillow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه