ترجمه "pinkie" به فارسی

خنصر, کالوج, انگشت پنجم بهترین ترجمه های "pinkie" به فارسی هستند.

pinkie noun دستور زبان

(anatomy) A little finger, the finger furthest on a hand from the thumb. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خنصر

  • کالوج

  • انگشت پنجم

  • ترجمه های کمتر

    • انگشت کهین
    • انگشت کوچک
    • انگشت کوچک دست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pinkie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pinkie"

عباراتی شبیه به "pinkie" با ترجمه به فارسی

  • انگشت کوچک · رجوع شود به pinkie
اضافه کردن

ترجمه های "pinkie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه